پوستر

راهنمای ارسال مقالهراهنمای ارسال مقاله
لطفا ابتدا از طريق گزينه ارسال و پيگيري مقاله، ثبت نام نماييد.
جهت وارد كردن كد ملي، زبان كامپيوتر خود را در حالت انگليسي قرار دهيد.
زمان ورود به سامانه، كد ملي خود را تايپ كنيد و از كپي و پيست كردن آن خودداري نماييد.
لطفا مقاله خود را كه طبق دستورالعمل مندرج در گزينه (راهنماي نگارش مقاله) آمده است، ارسال فرماييد.
بازديدهاSite Statistics
View This Page: 36250
Site Visits: 104920120
Subportal Visits: 36250
Subportal Today: 13
Today: 9855
This page today: 13

پيش نشست پنجم: افغانستان از منظر حقوق بشردوستانه بين المللي

نشست تحولات افغانستان از منظر حقوق بين الملل روز پنجشنبه مورخ 4 شهريور 1400 از ساعت 17 الي 20 در اتاق مجازي همايش حقوق بين الملل و مخاصمات مسلحانه در منطقه با حضور اساتيد و دانشجويان و پژوهشگراني از كشور برگزار گرديد. تعريف طالبان از غيرنظاميان مغاير با تعريف حقوق بين‌الملل بشردوستانه است عضو هيئت علمي دانشگاه قم گفت: طالبان به نيروهايش اعلام كرده كه به غيرنظاميان حمله نكنند اما غيرنظامياني كه طالبان تعريف كرده بسيار مفهوم مشخصي است كه مغاير با مفهوم غيرنظامي در حقوق بين‌الملل بشردوستانه است. به ‌گزارش واحد خبر روابط‌عمومي دانشگاه قم به نقل از ايكنا، مصطفي فضائلي، عضو هيئت علمي دانشگاه قم شامگاه ۴ شهريورماه در پنجمين پيش نشست‌ مجازي «همايش بين‌المللي حقوق بين‌الملل و مخاصمات مسلحانه در منطقه» در رابطه با تحولات افغانستان از منظر حقوق بشردوستانه بين‌المللي كه در دانشگاه قم با همكاري انجمن علمي حقوق بين‌الملل دانشگاه قم(خواهران) برگزار شد به موضوع «تروريسم بين‌المللي و حقوق بشردوستانه با تاكيد بر وضعيت افغانستان» پرداخت و اظهار كرد: مسئله تروريسم مقوله‌اي است كه مفهوم آن تحت تاثيرات تحولات، مورد تغيير واقع شده است. در گذشته و به شكل سنتي اغلب وقتي از تروريسم صحبت مي‌شد ذهن به عمليات تروريستي و خشونت آميز كه توسط افراد و گروه‌هاي مخالف و معارض عليه مقامات و ماموران دولتي صورت مي‌گرفت منصرف مي‌شد، ولي امروزه اين عمليات ممكن است با اشكال و نمادهاي مختلف براي دولت‌ها هم اتفاق بيافتد يعني اينكه خود دولت‌ها هم مرتكب عمليات تروريستي بشوند؛ هرچند اين پديده هم خيلي پديده نويي نيست اما در تعريف تروريسم كمتر منعكس است.. فضائلي با بيان اينكه امروزه با مفاهيمي به نام تروريسم بين‌المللي و تروريسم دولتي مواجه هستيم، گفت: تروريسمي كه وصف بين‌المللي دارد دليلش اين است كه جرم تروريستي كه در قلمرو كشوري اتفاق افتاده است عوامل و عناصر خارجي در آن دخيل باشند يا ممكن است گروه‌ها و افراد خارجي مرتكب شده باشند و يا كشور خارجي در اين عمليات دخيل باشد كه مصاديق زيادي از آن را شاهد هستيم؛ لازم است اين اعمال در قوانين داخلي كشورها جرم‌انگاري شود و با آن مبارزه و مقابله قضايي و كيفري بين‌المللي نيز صورت گيرد. وي همچنين بيان كرد: اما تروريسمي كه به خود دولت منتسب است تروريسم دولتي است و در واقع نهادهاي حكومتي مرتكب مي‌شوند خواه عليه مردم خودشان مانند نمونه‌اي كه از سوي دولت عربستان نسبت به جمال خاشقچي انجام شد. يعني دولت با توسل به تروريسم مخالفان و معارضان خود را سركوب مي‌كند. ممكن است دولتي در مورد مردم خود مرتكب جنايت نشود ،مثلا دولت‌هاي دمكراتيك معمولا عليه مردم خودشان مرتكب تروريسم نمي شوند ولي در حمايت از تروريسم يا اتركاب مستقيم اعمال تروريستي در ساير كشورها يد طولايي دارند و گاهي سعي در توجيه آن تحت عناويني مثل قتل دفمند و مفاهيم جعلي از اين قبيل دارند. اسرائيل و امريكا در راس اين نوع دولتهاي متهم به تروريسم دولتي هستند.. فضائلي گفت: گاهي تروريسم در بستر يك مخاصمه مسلحانه اتفاق مي‌افتد كه در اين مواقع به حقوق بين‌الملل بشر دوستانه پيوند خواهد خورد؛ اين شيوه تروريسم يا از اين طريق است كه نيروهاي مبارز طرفين در جريان درگيريها مرتكب جرم تروريسم مي‌شوند يا اين كه گروه‌هاي تروريستي وارد مخاصمه مي‌شوند؛ مثلا در سوريه و عراق كه گروه داعش و جبهه النصره كه در قطعنامه هاي شوراي امنيت ملل متحد به عنوان گروه‌هاي تروريستي شناخته شدند، وارد جنگ با اين دولتها شدند.يا گاهي ممكن است حتي بعضي گروه‌هاي آزادي بخش در جريان مبارزاتشان متهم به ارتكاب جرايم تروريستي شوند. به هر حال وقوع تروريسم در بستر يك مخاصمه مسلحانه، اعم از بين المللي يا غير بين المللي، آن را به حقوق بشردوستانه پيوند مي زند. منطقه غرب آسيا و خاورميانه در دهه هاي اخير عرصه وقوع تروريسم و نيز ميدان بروز مخاصمات مسلحانه داخلي و بين المللي بوده است. افغانستان يك از قلمروهايي است كه اين دو را مكرر و در طي بيش از چهار دهه تجربه كرده است.. اختلاف نظر در تعريف تروريسم وي افزود: ما در بحث تعريف تروريسم اختلاف نظر فراواني وجود دارد و تعاريف عديده‌اي داريم به طوري كه بايد گفت مشكل حقوق بين‌الملل در زمينه تروريسم مشكل نبود تعريف نيست، بلكه مشكل تكثر تعاريف و فراواني تعاريف است.. فضائلي با اشاره به عناصر تشكيل دهنده تروريسم، تصريح كرد: تروريسم مثل هر جرم ديگري از عنصر مادي و معنوي تشكيل شده است كه اعمال خشونت در قالب قتل، رفتار ضدانساني، گروگانگيري، هواپيما ربايي، تخريب گسترده اموال و محيط زيست و مانند آينها عنصر مادي را تشكيل مي دهند. اما عنصر معنوي متشكل از هدف خاصي است كه جرم تروريسم را از ساير جرايم عادي متمايز مي كند، در اين عنصر دو نكته حائز اهميت است يكي قصد ايجاد رعب و وحشت و ديگري هدف وادار كردن دولت يا سازماني به انجام يا عدم انجام عملي است. استاد دانشگاه قم با اشاره به تعريفي جامع از تروريسم كه اتحاديه اروپا آن را ارائه كرده است، اظهار كرد: اتحاديه اروپا در ماده يك چارچوب مبارزه با تروريسم اينگونه مقرر كرده است كه جرائم تروريستي اعمال جنايتكارانه‌اي هستند كه در فهرستي شامل جرايم شديد عليه اشخاص يا اموال قرار گرفته‌اند و اين از معدود تعاريفي است كه علاوه بر اشخاص، اموال را هم اضافه كرده است و نكته مهم ديگر در اين تعريف اين است كه علاوه بر وادار كردن سازمان به انجام عملي يا عدم انجام عمل، به بي‌ثبات سازي جدي يا تخريب بنيادي ساختار سياسي، اقتصادي، اجتماعي كشور يا سازمان نيز اشاره دارد. بر اين اساس شايد بتوان مفهوم تروريسم اقتصادي را نيز، كه در قبال تحريم هاي اقتصادي فلج كننده امريكا عليه ايران مطرح شده است، قابل طرح دانست. مولفه‌هاي شناسايي تروريسم وي افزود: در مجموع تروريسم اغلب با چند مولفه قابل شناسايي است كه عبارت است از: تهديد به خشونت يا كاربرد خشونت در قالب‌هاي مختلف بروز و ظهور، ايجاد رعب و وحشت با انجام اعمالي كه جلب توجه عمومي دارد، هدف عمدي عليه غيرنظاميان يا افراد بي‌گناه دارد كه البته افراد غيرنظامي شامل هر فردي مي‌شود كه سهم فعالي در درگيري‌هاي مخاصمه و مصالحانه نداشته باشد. فضائلي اضافه كرد: اعمال تروريستي در جريان يك مخاصمه مسلحانه، اين جنايات را در قالب مفاهيم مجرمانه در حقوق بين‌الملل بشردوستانه نزديك مي كند. يعني ممكن است تروريسم با مصاديق جرايم جنگي، جنايان ضدبشري و يا نسل زدايي انطباق پيداكند.. عضو هيات علمي دانشگاه قم با بيان اينكه اگر بخواهيم موضوع را با مخاصمه مسلحانه در افغانستان تطبيق بدهيم، افزود: وضعيت افغانستان از سال ۱۹۷۸ به اين سو يك مخاصمه مسلحانه تشخيص داده شده است كه در بعضي مقاطع مخاصمه بين‌المللي و در اغلب مقاطع غيربين المللي بوده است.. وي ادامه داد: به طور خاص در فاصله ۷ اكتبر ۲۰۰۱ تا ۱۹ ژوئن ۲۰۰۲ كه دوره حاكميت طالبانِ يك بود، مخاصمه مسلحانه در افغانستان بين‌المللي بوده است زيرا ائتلاف بين‌المللي به رهبري ايالات متحده امريكا به افغانستان حمله كردد و نهايتا به استقاط حكومت طالبان در ۱۹ ژوئن ۲۰۰۲ منتهي شد كه بعد از آن مخاصمه همچنان ادامه داشت ولي در ادامه مخاصمه وصف غير بين المللي داشته است زيرا درگيري ها ميان گروه هاي معارض مانند طالبان، گروه حقاني، و دولتي كه بعد از طالبان مستقر شد جريان داشته اگرچه شدت و ضعف داشته است.. وضعيت افغانستان از 19 تا امروز يك وضعيت مخاصمه مسلحانه غير بين المللي بوده است. فضائلي يادآور شد: بنابراين با توجه به اين كه وضعيت افغانستان از 19 ژوئن 2002 تا امروز يك مخاصمه مسلحانه غيربين‌المللي بوده است لذا جناياتي كه در طول اين دوره‌ها اتفاق افتاده يقينا مي‌تواند مصداق جنايت جنگي باشد.. وي عنوان كرد: اينكه اكنون به اصطلاح طالبانِ ۲ آمده و مسلط شده، بايد پاسخگوي مسئوليت‌ جناياتي باشد كه طي دو سه دهه در افغانستان واقع شده است. از جمله د رگزارش دادستان ديوان كيفري بين المللي فهرست بلند بالايي از عمليات تروريستي در طول اين دو سه دهه تهيه شده، كه براساس گزارش دادستان ديوان كيفري بين‌المللي قابل انتصاب به گروه‌هايي از جمله طالبان است. بنابراين اكنون كه طالبان قدرت را به دست گرفته است هم با موضوع مسئوليت بين المللي دولت مواجه است و هم مسئول پيگيري مسئوليت كيفري بين المللي عاملان جنايات تررويستي و جنگي و جنايات ضدبشري و احيانا نسل كشي است.. وي افزود: حمله به مدارس، حمله به اماكن عبادي، بيمارستان‌ها، اهداف غيرنظامي متعدد و سربازگيري كودكان زير ۱۵ سال اين‌ها از جمله اعمال متعددي است كه طالبان به آن متهم است و جنايت عليه مردم غيرنظامي افغانستان مصداق جنايت جنگي و جنايت عليه بشريت است.. فضائلي در پايان يادآور شد: بنابراين اين نكته قابل اشاره است كه اهداف تروريستي مي‌تواند به ارتكاب قتل اعضاي يك گروه، ايراد و آسيب شديد جسمي و روحي، تحميل شرايطي كه منجر به از بين رفتن كلي يا جزيي گروه شود و يا انتقال اجباري كودكان از يك گروه و يا اعمال تدابيري براي جلوگيري از زاد و ولد آنها، اين‌ها در صورتي كه با هدف نابودسازي كلي يا جزيي گروه، قومي، نژادي، مليتي يا مذهبي در نظر باشد مي‌تواند مصداق ژنوسايد باشد. - رهبري طالبان دست كم در طي سالهاي منتهي به 2015صريحا اعلان كرده است كه سياستش حمله به غيرنظاميان است. اين سياست در اسناد رسمي صادره در قالب لايحه و فتواهايي و نيز در بيانات عمومي مقامات رسمي و سخنگوها و نيز در فهرست‌هاي علني غيرنظامياني كه بايد كشته يا دستگير شوند، آشكارا منعكس شده است. - در لايحه 2006 مشخصا اعلام كردند كه معلمان و ملاهايي كه به آموزش مغاير با اصول اسلام ادامه دهند بايد كشته شوند و همه فعالان سازمانهاي غير دولتي خارجي بايد ممنوع شوند و مدارسي كه برخلاف اين هشدار ادامه دهند بايد به آتش كشيده شوند. - در لايحه 2009 و 2010 فهرست اهداف اعلامي طالبان تعميم يافت و اعضاي كابينه، پارلمان وشوراهاي صلح، غيرنظاميان شركت كننده در جرگه و حكومت و يا هركس كه در انتخابات 2009 و 2014 شركت كرده است بايد كشته شود. - البته اشاره به اين نكته لازم است كه به ظاهر رهبري طالبان به جنگجويانش سفارش كرده كه از تلفات غيرنظاميان پرهيز كنند، اما تعريف طالبان از غيرنظامي بسيار مضيق است و در تقابل با تعريف حقوق بين‌الملل بشردوستانه است. بالاخره، اعمال تروريستي واقع شده در افغانستان در طي چهاردهه اخير برحسب شرايط و مولفه هاي مختلف قابل دسته بندي به جرايم جنگي، جنايات ضد بشري و شايد در مواردي جنايت نسل زدايي باشد. بنابراين موجب مسئوليت كيفري بين‌المللي عاملان مستقيم و غير مستقيم آن جنايات بوده و براساس حقوق بين الملل بشردوستانه و حقوق بين الملل كيفري قابليت تعقيب در مراجع ملي و بين المللي را دارد. بي‌‌كيفرماني عاملان جنايات زمينه را براي تكرار آن فراهم مي‌كند. لذا مماشات جامعه بين‌المللي با طالبان و قرباني كردن عدالت و حقوق بشر به پاي سياست، اميد به همه نهادهاي بين المللي صلح و عدالت را به ياس بدل خواهد كرد. زمان نتيجه گيري در مورد آينده افغانستان فرا نرسيده است مدرس حقوق بين‌الملل دانشگاه قم با اشاره به اينكه اينكه درست نيست كه طالبان را يك گروهي صرفا عقيدتي بدانيم و وضعيت فعلي طالبان نياز به بررسي دارد، گفت: آمريكا و عربستان هنوز هم درحال هدايت طالبان هستند و بايد منتظر رفتارهاي ديگري از طالبان باشيم؛ زيرا آن‌ها كه موفق به تجزيه عراق و سوريه نشدند ممكن است قصد تجزيه فرهنگي افغانستان را داشته باشند. بنابراين هنوز براي نتيجه‌گيري در مورد افغانستان و آينده اين كشور زود است. در ادامه اين نشست محمد صالح تسخيري، مدرس حقوق بين‌الملل دانشگاه قم در پنجمين پيش نشست همايش بين‌المللي «حقوق بين الملل و مخاصمات مسلحانه در منطقه» كه شامگاه ۴ شهريور به همت دانشگاه قم در بستر فضاي مجازي با عنوان «تحولات افغانستان از منظر حقوق بشر دوستانه بين‌المللي» در مورد حمايت از حقوق و اموال فرهنگي در پرتو حقوق بشر دوستانه با تأكيد بر وضعيت افغانستان برگزار شد، اظهار كرد: بحث حراست از اموال فرهنگي در زمان منازعات مسلحانه به صورت يك عرف بين‌المللي درآمده است. وي افزود: طبق يكي از مواد كنوانسيون ۱۹۵۴ حمله به ساختمان‌هاي مذهبي، تاريخي و آموزشي در منازعات بين‌المللي و داخلي جزء جنايات جنگي محسوب مي‌شود؛ همچنين در اين كنوانسيون حمله به پناهگاه‌هاي داراي اين آثار نيز ممنوع است. تسخيري با اشاره به اينكه ايران در سال ۱۹۸۲ به اين كنوانسيون ملحق شد، ادامه داد: در پروتكل اين كنوانسيون آمده است كه كشور ديگري نمي‌تواند به بهانه حراست از اموال فرهنگي به اين جنگ ورود كند؛ نكته مهم ديگر اين پروتكل استثنائي است كه در رابطه با حمله به امول فرهنگي بيان شده است. وي در توضيح اين استثناء گفت: حمله به اموال فرهنگي زماني مجاز است كه يك هدف نظامي داشته باشد، به عنوان مثال يكي از طرفين از اين اموال در حال استفاده نظامي باشد كه در اين مورد نيز طرفين مكلفند اقدامات احتياطي مانند جابه‌جايي اموال نظامي يا امان دادن براي تخليه نيروهاي نظامي را انجام دهد. تسخيري با بيان اينكه در اين خصوص چند تعهد نيز براي دولت‌ها شناخته شده، عنوان كرد: دولت‌ها موظفند از اموال فرهنگي حراست كنند، آن‌ها را تخريب نكنند همچنين حق ندارند اين اموال را به عنوان غرامت جنگي سرقت و ضبط كنند. اينكه طالبان را يك گروهي صرفا عقيدتي بدانيم درست نيست. وي در ادامه سخنانش با محوريت وضعيت كنوني افغانستان، گفت: اينكه طالبان را يك گروهي صرفا عقيدتي بدانيم درست نيست، اين يك روكش است؛ وضع فعلي طالبان نياز به بررسي دارد زيرا اين گروه ديگر قدرت دوربين و رسانه را به خوبي شناختند. تسخيري عنوان كرد: طالبان را مي‌توان يك گروه ميانه دانست، زيرا در در طول سه دهه گذشته يك تصوير به نمايش گذاشته و چند وقت اخير يك تصوير ديگر؛ به عنوان مثال قبلا با زبان فارسي نزاع شديدي داشتند و تلاش كردند زبان پشتون را زبان رسمي كنند اما اكنون به توصيه مشاوران‌شان بيانيه فارسي مي‌دهند و به فارسي سخنراني مي‌كنند. طالبان در گذشته با آثار تمدني رابطه خوبي نداشت وي اضافه كرد: اين گروه قبل از اين با آثار تمدني رفتار خوبي نداشت و بسياري را به بمب بست و تخريب كرد ولي در حال حاضر بيانيه حراست از آثار تاريخي صادر مي‌كند اما با همه اين‌ها هنوز اشتباهاتي در اين زمينه‌‌ها انجام مي‌دهد. تسخيري طالبان را تربيت شده‌ آمريكا و عربستان دانست و گفت: اين دو كشور هنوز هم درحال هدايت طالبان هستند و بايد منتظر رفتارهاي ديگري از طالبان باشيم زيرا آن‌ها موفق به تجزيه عراق و سوريه نشدند ممكن است قصد تجزيه فرهنگي افغانستان را داشته باشند بنابراين هنوز براي نتيجه‌گيري در مورد افغانستان زود است. اصل تفكيك كه در افغانستان موضوعيت دارد در قرآن نيز آمده است عضو هيات علمي جامعه المصطفي‌العالمية با اشاره به تشريح اصول و مباني حقوق بشر دوستانه از ديدگاه اسلام، گفت: اصول حقوق بشر دوستانه از ديدگاه اسلام به دو دسته تقسيم مي‌شود اولين مورد، اصول اختصاصي اسلام است مانند اصل نبوت، توحيد، معاد و اصول دوم اصولي هستند كه مشترك در اسلام و حقوق بين‌الملل است. حجت‌الاسلام والمسلمين عبدالحكيم سليمي عضو هيات علمي جامعه المصطفي‌العالمية، در پنجمين پيش نشست همايش «حقوق بين‌الملل و مخاصمات مسلحانه در منطقه» بيان كرد: در اين نشست ابتدا چند نكته زير قابل‌ بيان است اول چرايي حقوق بشردوستانه، دوم تعريف حقوق بشردوستانه، سوم نقش جهان‌بيني در حقوق بشردوستانه، چهارم اهداف حقوق بشردوستانه، پنجم پيام‌هاي حقوق بشردوستانه و ششم تعريف مباني حقوق بشردوستانه. عضو هيات علمي جامعه‌المصطفي العالمية ادامه داد: در زيرمجموعه اين مباحث بحثي با عنوان تفكيك به وجود مي‌آيد كه به دو دسته تقسيم مي‌شود ابتدا بحث تفكيك در اسلام و سپس بحث تفكيك در حقوق بين‌الملل. وي افزود: در مورد چرايي حقوق بشردوستانه مي‌توان گفت، حقوق بشردوستانه بين‌المللي از رشته‌هاي جديد حقوق بين‌المللي است و ضرورت نشأت گرفتن آن به دليل منازعات مسلحانه داخلي و بين‌المللي است و از طرفي ضرورت مديريت منازعات مسلحانه بين‌المللي و داخلي است. سليمي بيان كرد: جامعه بشري از حدود ۳۵۰۰ سال تاريخ مدون خود فقط ۲۵۰ سال خالي از جنگ بوده است و در تمام ادواري كه جنگ برقرار بوده همواره افغانستان از كشورهايي است كه بيشترين آسيب را از منازعات مسلحانه ديده‌است يعني حدود چهار دهه بحران جنگ را تحمل كرده‌است. عضو هيأت‌علمي جامعة‌المصطفي‌العالمية اضافه كرد: افزايش بي‌رويه منازعات مسلحانه در دوران معاصر به خصوص در يمن، افغانستان و كشورهاي منطقه از يك‌سو و فناوري جديد نظامي تحت عنوان سلاح هسته‌اي از ديگر سو سبب شده كه ايده بشردوستانه براي حفظ كرامت‌هاي انساني در اولويت قرار گيرد. وي افزود: حقوق بين‌الملل بشردوستانه از دو طريق منازعات مسلحانه را سامان‌دهي مي‌كند اول از طريق محدود كردن دلايل اقدام به خشونت و جنگ، دوم از طريق وضع مقررات براي كاهش مسائل ناگوار ناشي از جنگ. سليمي گفت: حقوق بشردوستانه از يك‌طرف ماهيت بشردوستانه دارد چرا كه بايد درباره هر انساني فارغ از جنس، مليت، مذهب و غيره دفاع كند و از طرف ديگر وجهه‌اي بين‌المللي دارد چون مرجع حقوق بين‌الملل بشردوستانه كنوانسيون‌هاي بين‌المللي حقوق بشر است كه در مورد افراد درگير جنگ اعمال مي‌شود. وي ادامه داد: حقوق بين‌الملل بشردوستانه شامل دو شاخه مي‌شود، شاخه اول حقوق لاهه كه شامل كنوانسيون‌هاي ده‌گانه لاهه است و ديگري حقوق ژنو شامل كنوانسيون چهارگانه است، كه يكي جلوه‌اي حمايتي و ديگري جلوه مديريتي دارد. عضو هيأت‌علمي جامعة‌المصطفي‌العالمية اضافه كرد: نكته بعدي نقش جهان‌بيني در حقوق بشر دوستانه است و ارتباط مستقيم با انسان و كرامت انساني و محيط‌زيست دارد و به دليل اين‌كه هر نظام حقوقي بر اساس نوع جهان‌بيني و برداشت كلي كه از جهان و انسان دارد به گونه خاصي حقوق بشر دوستانه را تعريف مي‌كند كه اين امر مسئله چالش‌برانگيز است. نظام توحيدي فراتر و جامع‌تر از مباني حقوق بين‌المللي سليمي بيان كرد: مباني حقوق بين‌الملل فقط جهان ماده را در نظر مي‌گيرند اما در مقابل اين رويكرد مادي نظام توحيدي وجود دارد نظام توحيدي فراتر از ماده به انسان مي‌نگرد و انسان را داراي روح جاودانه مي‌داند پس طبعا حقوق بشردوستانه را فراتر و جامع‌تر ارائه مي‌كند. وي افزود: اهداف حقوق بين‌الملل بشردوستانه شامل حمايت از افرادي كه در جنگ نيستند و غير نظامي‌ها، دوم محدود كردن آثار خشونت در جنگ مانند درگيري و انتقام‌جويي است. عضو هيأت‌علمي جامعة‌المصطفي‌العالمية ادامه داد: حقوق بشردوستانه دو پيام براي همه كشورهاي درگير جنگ دارد و اگر آن را بشنوند كافي‌ست تا بفهمند در منازعات مسلحانه براي افراد درگير جنگ محدوديتي وجود دارد، اين دو پيام شامل اين است اول در منازعات مسلحانه حد دولت‌ها و افراد درگير جنگ در روش‌ها مطلق نيست بلكه محدوديت دارد، پيام دوم حفظ و حمايت از حيات، سلامت و كرامت انساني افرادي است كه در گير جنگ نيستند. سليمي بيان كرد: پرسش‌هايي مطرح مي‌شود مبني بر چرايي حمايت و ايجاد محدوديت‌ها كه پاسخ آن‌ها از طريق مباني حقوق بشر حاصل مي‌شود همچنين در تعريف مباني حقوق بشر مي‌توان اشاره كرد كه مراد از مباني حقوق بشر دوستانه اصول كلي است كه پايه و اساس حقوق بشر دوستانه را تشكيل مي‌دهد. اصول و مباني حقوق بشر از ديدگاه اسلام وي گفت: با توجه به نگاه اسلام و حقوق بين‌الملل نسبت به حقوق بشر دوستانه متفاوت خواهد شد يعني به طور كلي اصولي كه جنبه مباني حقوق بشري دارد به دو دسته تقسيم مي‌شود اولين مورد، اصول اختصاصي اسلام است مانند اصل نبوت، توحيد، معاد و غيره كه فقط در جهان‌بيني توحيدي زمينه براي بحث دارد. عضو هيأت‌علمي جامعة‌المصطفي‌العالمية ادامه داد: اصول دوم اصولي هستند كه مشترك در اسلام و حقوق بين‌الملل است مثل اصل منع تجاوز، اصل تمركز بر هدف جنگ و غيره يعني همه آنچه كه در كنوانسيون‌هاي بين‌الملل در مورد حقوق بشر دوستانه آمده است جنبه مباني دارد. سليمي افزود: در اين بحت به توضيح اصل تفكيك پرداخته مي‌شود به دو دليل اول اين كه اين اصل در افغانستان موقعيت فراواني دارد دوم اينكه به طور مستقيم يا غير مستقيم در قرآن به آن اشاره شده است. وي در پايان تصريح كرد: اصل تفكيك در واقع تفكيك ميان نظاميان و غير نظاميان به عنوان يك اصل بشر دوستانه مورد اتمام اعضاي حقوق بين‌الملل است و به موجب اين اصل جنگ كار هر كسي نيست و فقط نظاميان داراي صلاحيت اجازه اعمال خصمانه و جنگ را دارند و افراد غير نظامي و نظامياني كه در جنگ حضور ندارند مانند مجروحان و غيره تحت حمايت هستند و نبايد جنگي عليه آن‌ها صورت گيرد و همين يك اصل براي حفظ كرامت انساني كافي است همچنين از نظر اسلام نيز اصل تفكيك ميان نظاميان و غير نظاميان خواستگاهي توحيدي دارد. دفاع طالبان امروزي از طالبان اول به معناي پذيرش اقدامات گذشته است عضو هيئت علمي پژوهشگاه علوم اسلامي امام صادق (ع) گفت: طبق گفته سخنگويان طالبان و دفاع آن‌ها از طالبان اول مي‌توان نوعي پذيرش و ارتباط با طالبان اول را برداشت كرد، پس در نتيجه بايد مسئوليت اقدامات و خسارات را برعهده بگيرند. عباسعلي عظيمي شوشتري عضو هيئت علمي پژوهشگاه علوم اسلامي امام صادق(ع) نيز در اين نشست بيان كرد: به‌طور كلي در يك تقسيم‌بندي دو دسته مخاصمات وجود دارد، اول مخاصمات مسلحانه بين‌المللي كه مشمول ماده ٢ مشترك كنوانسيون‌هاي چهارگانه ژنو است كه مصداق اصل كنوانسيون‌هاي چهارگانه و پروتكل الحاقي اول است و به آن مخاصمات بين‌المللي گفته مي‌شودكه كنوانسيون‌هاي چهارگانه به‌همراه پروتكل الحاقي اول در آن اعمال مي‌شود. عضو هيئت علمي پژوهشگاه علوم اسلامي امام صادق(ع) ادامه داد: چنين مخاصمات در حد و اندازه‌اي است كه مشمول حقوق بشردوستانه شود كه از جمله آن‌ها مي‌توان به جنگ عراق و ايران، بخش اول مخاصمه آمريكا و افغانستان كه حدود بيست سال پيش بوده‌است و غيره اشاره كرد. وي افزود: دسته ديگر مخاصمات مشمول ماده سه مشترك هستند و تصريح دارد كه مخاصمات مسلحانه‌اي طولاني‌مدت بين نيروهاي دولتي و نيروهايي كه در قلمروي دولت هستند را شامل مي‌شود درواقع اصلي‌ترين شرط اين مخاصمات طولاني‌مدت بودن آن است و اين مدت طولاني بايد به‌حدي باشد كه بتوان آن را در حد مخاصمه دانست. عظيمي شوشتري اضافه كرد: در چنين وضعيتي كه به وجود مي‌آيد طرفين جنگ يا يك دولت و يك گروه افراد مسلح است، يا چندين دولت درگير جرم مي‌شوند مثل مخاصمه‌اي كه در يوگسلاوي صورت گرفت و چندين دولت درگير آن بودند. عضو هيئت علمي پژوهشگاه علوم اسلامي امام صادق(ع) گفت: چند شرط براي همچين مخاصمه اي وجود دارد اول اين كه حداقل خشونت را داشته باشد يعني به‌جايي مي‌رسد كه يك نيروي نظامي و ارگان نظامي مانند ارتش نيز وارد درگيري مي‌شود، درضمن اين امر گروه مسلحانه نيز بايد سازمان‌يافته باشد و يا سلسله‌مراتبي را شامل شود همچنين سازوكارهاي فرماندهي را به‌طور كامل و در قالب يك گروه تعريف‌شده داشته باشد. وي ادامه داد: علاوه‌بر موارد گفته‌شده معمولاً اين گروه بايد بر يك بخشي از كشور حاكميت داشته باشد به شكلي كه بتواند برخي از مقررات پروتكل الحاقي را كه مشمول آن مي‌شوند مورد اجرا قرار دهند، مثلاً بتوانند عمليات نظامي انجام دهند و تشريفات و مقررات اين پروتكل را به‌طور كامل اعمال كنند. عظيمي شوشتري بيان كرد: مخاصمه تعريف‌شده مخاصمه غيربين‌المللي است كه داراي ويژگي‌هايي به اين شرح است مخاصمه بين‌المللي مذكور در كنوانسيون‌هاي چهارگانه ژنو و پروتكل يك در مورد آن اعمال نمي‌‌شود، اما پروتكل دوم مخصوص اين نوع مخاصمات است. عضو هيئت علمي پژوهشگاه علوم اسلامي امام صادق (ع) افزود: نسبت مخاصمات مسلحانه غيربين‌المللي اساساً از حقوق بشردوستانه جدا نيست بلكه اصول و كليات اين مقررات در اين نوع مخاصمات جاري مي‌شود و البته يكسري درگيري‌هاي داخلي وجود دارند مانند شورش‌هاي خياباني كه در حد مخاصمات غير بين‌المللي هم نمي‌رسد طبيعي است كه اين‌گونه مقررات مشمول مقررات نمي‌شوند. شوشتري عظيمي گفت: در مورد مبارزان و رزمندگان دو نوع مبارز داريم در نوع اول مبارزان از اين‌جهت بررسي مي‌شوند كه مشخص شود كنوانسيون سوم ژنو شامل آن‌ها مي‌شود كه طبيعتاً منظور اين است كه طبق ماده دو مشترك تعريف مي‌شود يا خير. عضو هيئت علمي پژوهشگاه علوم اسلامي امام صادق(ع) ادامه داد: برخي از مقالات بيان مي‌كنند كه افراد در مخاصمات مسلحانه غير بين‌المللي مبارز به حساب نمي‌آيند اين پندار غلط است چراكه طبق قوانين مربوطه، افراد در مخاصمات مسلحانه غير بين‌المللي نيز مبارز محسوب مي‌شوند. وي بيان كرد: بنابراين در حقوق مخاصمات مسلحانه غيربين‌المللي نيز مبارز وجود دارد و وقتي‌كه براي افراد، بالغ بودن و مبارز بودن تعريف مي‌شود طبق مقررات بشردوستانه حقوقي در قالب مبارز براي اين افراد تعريف مي‌شود. عظيمي شوشتري افزود: وضعيت افغانستان به دو مقطع تقسيم مي‌شود اول آمريكا به افغانستان حمله كرد در ابتداي امر تا زمان اشغال قوانين و مقررات ماده دو مشترك برقرار مي‌شود وقتي اين امر به پايان رسيد از ماده‌ دو مشترك به ماده سه مشترك تغيير وضعيت داد. عضو هيئت علمي پژوهشگاه علوم اسلامي امام صادق(ع) اضافه كرد: مقطع دوم وضعيت كنوني است. اگر يك ترسيم از وضعيت فعلي وجود داشته باشد روشن مي‌شود كه طالبان شهرهايي را در اختيار داشتند و درگيري بين نيروهاي مسلح اشرف‌غني و طالبان صورت مي‌گرفته است. قاعدتاً با عنوان يك مخاصمه غيربين‌المللي با موضوع ماده سه مشترك مواجه بوده ايم و درنتيجه قوانين و مقررات پروتكل الحاقي دو و ماده سه مشترك بر آن‌ها حاكم است. وي ادامه داد: اكنون كه طالبان حاكم بر كابل شده‌است چند مسئله به وجود مي‌آيد كه به اين شرح است اول اين‌كه طالبان زماني‌كه آمد به‌عنوان يك دولت حاكم شد صرف نظر از اين‌كه شناسايي بشود يا نه. چون بخشي از سرزمين را در اختيار دارند كسي اگر ادعاي جنگ با آن‌ها كند مخالفت با دولت است و در موجب ايجاد وضعيت مخاصمات مسلحانه غيربين‌المللي مي شود. عظيمي شوشتري بيان كرد: در مخاصمات بحث كيفري به وجود مي‌آيد كه دستگيري و مجازات افراد كه عامل درگيري هستند در وظيفه دولت و به‌عهده افراد خاصي است. در افغانستان نيز طالبان به‌گفته خود اقدام به مجازات مرتكبين جنگي خواهند كرد منتها براساس حقوق و مقررات داخلي خود. عضو هيئت علمي پژوهشگاه علوم اسلامي امام صادق(ع) گفت: بنابراين دولت مكلف است كه بر اساس قوانين داخلي اقدام كنند تا افرادي را كه مرتكب اين عمل شده‌اند دستگير محاكمه و مجازات كند. وي افزود: نكته بعدي اين است كه بايد مشخص گردد كه طالبان تا چه ميزان مانند طالبان و بيست سال پيش است. عظيمي شوشتري اضافه كرد: طالبان مدعي شده‌اند با توجه به اين‌كه هنوز ملاعمر را مقدس مي‌دانند اما خود را جداي از آن دانسته‌اند به نوعي ارتباط خود را با چيزي كه در قبل صورت‌گرفته قطع كرده‌است. حال بايد بررسي شود كه طالبان فعلي مسئوليتي در قبال خسارات وارد شده گذشته را دارند يا نه. عضو هيئت علمي پژوهشگاه علوم اسلامي امام صادق(ع) در پايان تصريح كرد: اما در ظاهر طبق گفته‌ سخنگويان طالبان مانند ملا محمد نعيم اين گروه از طالبان اول دفاع مي‌كند و اين به نوعي ارتباط با طالبان اول و پذيرش اعمال آن‌ها است. امكان تعقيب كيفري جنايات جنگي دولت افغانستان، طالبان و نيروهاي امريكايي وجود دارد. دكتر سيد حسام الدين لساني در پنجمين پيش نشست همايش بين‌المللي حقوق بين‌الملل و مخاصمات مسلحانه در منطقه در خصوص تحولات افغانستان از منظر حقوق بشر دوستانه بين‌المللي عنوان كرد: مسئوليت كيفري بين‌المللي سابقه طولاني در حقوق بين الملل ندارد؛ و در واقع مسئوليتي در قبال نقض كنوانسيون‌هاي ژنو 1949 كه شامل چهار كنوانسيون مي‌شود اين است كه ما ضمانت اجرايي مشخصي نداشتيم، تا اينكه در دهه نود ميلادي سه تحول عظيم در سطح جهان ايجاد مي‌شود و اين سه تحول عظيم سبب ميشود تا رويكرد حقوق كيفري بين‌المللي به كلي متحول شود. وي افزود: بدين نحو كه دادگاه ويژه يوگوسلاوي ايجاد مي‌شود، و سپس دادگاه ويژه رواندا تقريبا همزمان با دادگاه يوگوسلاوي تشكيل مي‌شود، از همان جاست كه ما مي‌بينيم نقض حقوق مخاصمات مسلحانه ضمانت اجرايي پيدا مي‌كند. عضو هيئت علمي دانشگاه حضرت معصومه سلام الله عليها تشريح كرد: از سال 1949 كه كنوانسيون هاي چهارگانه ژنو تصويب مي‌شوند ما شاهد ضمانت اجرايي براي آنها نيستيم؛ اين ضمانت از دادگاه يوگوسلاوي و رواندا كار خود را آغاز مي‌كند و آنقدر به ذائقه جامعه بين‌المللي خوش آمد كه باعث شد زيرساخت‌هاي ايجاد ديوان كيفري بين‌المللي هم در سال 1998 در قالب اساسنامه روم ديوان كيفري بين المللي آماده شود و اين ديوان پا به عرصه وجود بگذارد. اين پژوهشگر حقوق بين الملل ادامه داد: در بحث ديوان كيفري بين‌المللي چهار جرم در صلاحيت اين ديوان قرار گرفته كه شامل جنايت نسل كشي، جنايت عليه صلح، جنايت جنگي و جنايت عليه بشريت است. دكتر لساني اضافه كرد: آن چيزي كه مربوط به حقوق مخاصمات مسلحانه به طور خاص مي‌شود جنايت جنگي است كه مطابق اساس‌نامه ديوان كيفري بين المللي در ماده هشت تعريف شده و گفته مي‌شود كه نقض فاحش كنوانسيون‌هاي ژنو و همچنين حقوق و عرف‌هاي بين‌المللي در زمينه حقوق مخاصمات مسلحانه، به عنوان جنايت جنگي محسوب مي‌شود. وي تصريح كرد: در بحث حقوق مخاصمات مسلحانه نبايد خود را در چارچوب كنوانسيون هاي ژنو و پروتكل هاي الحاقي قرار دهيم، نقش حقوق عرفي بين المللي در بحث حقوق مخاصمات مسلحانه، نقش بسيار رفيعي است؛ چه در زمينه ي مخاصمات مسلحانه بين المللي و چه در زمينه مخاصمات مسلحانه غير بين المللي. آيا ديوان كيفري بين المللي ميتواند به بحث افغانستان ورود پيدا كند و جنايات ارتكابي در افغانستان را مورد رسيدگي قرار دهد؟ عضو هيئت علمي دانشگاه حضرت معصومه سلام الله عليها بيان كرد: به نظر ميرسد كه در ابتداي كار كسي مشكلي با اين مسئله نداشته باشد چرا كه از ماه مي سال 2003 براي دولت افغانستان اساسنامه ديوان،‌ لازم الاجرا شده است و به نوعي عضو ديوان محسوب مي‌شود و از فوريه 2003 افغانستان اساسنامه ديوان را تصويب كرده است. اين استاد و پژوهشگر دانشگاه ادامه داد: براي اينكه ديوان بتواند به پرونده اي رسيدگي كند و جنايات بين‌المللي را مورد رسيدگي قرار دهد بايد سه وضعيت وجود داشته‌باشد؛ يا جرم بايد در خاك يكي از دو كشور عضوديوان اتفاق افتاده باشد، ‌يا جرم بايد توسط يكي از اتباع دو كشور عضو ديوان صورت پذيرفته باشد و يا پرونده بايد از طرف شوراي امنيت به ديوان ارجاع شده باشد. وي اضافه كرد: در بحث افغانستان و جنايات ارتكابي در آن، بحث مورد اول محقق شده است، يعني اينكه افغانستان عضو ديوان كيفري بين‌المللي است و در نتيجه هر جرمي كه در خاك افغانستان به وقوع بپيوندد امكان پيگيري توسط ديوان را دارد، حتي اگر توسط اتباع دولتي صورت گرفته باشد كه عضو ديوان نباشد. عضو هيئت علمي دانشگاه حضرت معصومه سلام الله عليها توضيح داد: عامليني كه ممكن است مورد تعقيب ديوان قرار گيرند در مورد افغانستان به سه دسته تقسيم مي‌شوند كه عبارتند از نيروهاي دولت افغانستان به دليل ارتكاب برخي جنايات، جناياتي كه توسط نيروهاي طالبان صورت گرفته است و محكامه نيروهاي آمريكايي در افغانستان؛‌ در مورد محاكمه دو دسته اول هيچ مشكلي وجود ندارد چرا كه تماما از نيروهاي داخل افغانستان هستند. دكتر لساني افزود: در خصوص محاكمه نيروهاي آمريكايي با مشكل مواجه هستيم به اين دليل كه دادستان ديوان كيفري بين المللي در 20 نوامبر 2017 از شعبه مقدماتي ديوان در خصوص جرائم ارتكاب يافته در سرزمين افغانستان از ابتداي ماه مي 2003 تقاضاي صدور مجوز كرد و شعبه مقدماتي با اين استدلال كه رسيدگي به اين پرونده فاقد نتايج حقوقي خاص هست از صدور دستور خودداري كرده و به دادستان اجازه ورود به اين پرونده را نداد؛ در نهايت دادستان بر اين امر اصرار ورزيد و شعبه تجديد نظر در 5 مارس2020 اين مجوز را صادر كرد تا كار تحقيق در افغانستان آغاز شود. وي بيان كرد: در خصوص اين مسئله مشكلي كه وجود داشت محاكمه نيروهاي آمريكا بود به اين دليل كه واكنش شديد دولت آمريكا را در پي داشت تا جايي كه رسما ديوان را تهديد كردند، اما واقعيت اين است كه دولت آمريكا با دولت افغانستان قراردادي دارد به نام قرارداد (موقعيت نيرو) يا قرارداد سوفا، و عبارت از اين است كه دولت افغانستان اختيار خود را براي محاكمه نيروهاي نظامي آمريكايي كه مرتكب هر جرمي در خاك افغانستان شده باشند از خود سلب مي‌كند. آيا ديوان كيفري بين المللي با توجه به قرارداد سوفا اين اختيار را دارد كه به جنايات نيروهاي آمريكايي رسيدگي كند؟ اين پژوهشگر حقوق بين الملل در خصوص ايكه آيا قرارداد سوفا براي ديوان قابل ارزش هست يا خير، گفت: خيلي از حقوقدانان معتقد هستند كه قراردادهاي سوفا وقتي منعقد مي‌شوند،‌ دولت، اختيار محاكمه اتباع يك كشور را به خود آن كشور واگذار مي‌كند، در حالي كه وقتي يك كشور عضو اساس‌نامه مي‌شود اختيار محاكمه خود را به ديوان كيفري بين المللي واگذار مي‌كند. دكتر لسانزي تشريح كرد: بعضي حقوق دانان از جمله آمريكايي‌ها معتقد هستند كه افغانستان در خصوص اتباع آمريكا اختياري براي محاكمه ندارد كه آن را به ديوان كيفري ارجاع دهد، و اين باعث مي‌شود كه ديوان كيفري بين المللي نتواند به اين قضيه ورود پيدا كند؛‌ نكته اينجاست كه افغانستان تحت قرارداد سوفا تنها حق قضاوت و محاكمه را واگذار كرده ولي همچنان حاكميت دارد و اين حق حاكميت خود را واگذار نكرده است در نتيجه همچنان ميتواند اين اختيار را به ديوان واگذار كند. عضو هيئت علمي دانشگاه حضرت معصومه در پايان سخنان خود بيان كرد: افغانستان نمي‌تواند نيروهاي آمريكايي را محاكمه كند اما در عين حال نمي‌تواند اين حق را از ديوان سلب كند و ديوان كيفري بين‌المللي اين حق را دارد كه نيروهاي نظامي آمريكا را محاكمه كند.

عکس های مرتبط :

View This Page: 71
Home | Back |
Guest (Qomuniguest)


Powered By : Sigma ITID